محمدواثق حسینی

زهر بادا شیر مادر بر کسی کو زبان مادری گم کرده است

تنهایی
ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٦  کلمات کلیدی: تنهایی

هیچ کس هنگام تنهائی مرایاری نکرد

کوهی ازغم داشتم اماکسی کاری نکرد

گریه میکردم شب و روز آه اما هیچ کس

این حوالی از غریب خسته دلداری نکرد

مرده بودم من بکنج خانه ی غم ها ولی

هیچ چشمی در عزایم تر نشد زاری نکرد

آخرین برک وجودم چون درختی در خزان

داشت می افتاد و کس همراهیم، آری نکرد

کرده ام غمخواری غم پروران را من ولی

هیچ کس هنگام تنهائی مرا یاری نکرد

هیچ کس هیچ هنگامی مرا یاری نکرد


خدمت به وطن فرض هر افغان است.
ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٢  کلمات کلیدی: مراکز جلب و جذب اردوی ملی افغانستان ، عدالت اجتماعی، مشارکت ملی، امتیازات سیاسی ، خدمت عسکری و سربازی ، حُبُّ الوطن مِنَ الإیمان

در این روزها آوازه و همهمه اجباری شدن خدمت عسکری و رفتن به سربازی جوانان افغان بر سر زبانهای عام و خاص افتاده است.

البته خدمت به وطن از هر طریق که باشد بر اتباع آن کشور فرض و واجب تلقی می گردد. مخصوصاً که حدیث نبوی فرموده است.« حُبُّ الوطن مِنَ الإیمان ». بنابراین باید که فرفرد جوانان غیور و غیرتمند افغانستان با استفاده از همان غیرت افغانی خویش داوطلبانه به مراکز جلب و جذب اردوی ملی افغانستان شتافته و آماده خدمت عسکری و رفتن به سربازی گردند.

بنابر این بر هر فرد از جوانان افغانستان که از امکانات مادی و معنوی این خاک مظلوم استفاده می کنند. و از آن طریق به امتیازات فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست پیدا می کنند و به مقام و درجات عالی می رسند، باید برای جبران و قدر دانی از برخورداری این امتیازات تاوان و قیمت آن را نیز بپردازند. و به اصطلاح این نیکی ها و خوبی های وطن عزیز را جبران کنند.

اما مشکل در این جاست که در گذشته حکومتهای فاشیستی و در زمان حاضر حلقات فاشیستی داخل حکومت بر این عقیده بوده و هستند که در افغانستان امتیازات و مخصوصاً امتیازات سیاسی باید بر اساس فیصدی نفوس بین اقوام تقسیم شود. به عبارت دیگر هر قومی که در اکثریت است باید هم امتیازات زیاد به آنها داده شود. و هم پستهای کلیدی و حساس متعلق به آنها باشد. که در واقع همین طور هم شده است.

بنابراین چه خوب است که در وقت تاوان و بیگاری کشیدن نیز همان اکثریت های عزیر و محترم کشورمان،  بیشترین دوره مکلفیت عسکری را سپری نمایند. و آن عده از نفوس کشور که به جرم و گناه اقلیت بودن مورد ظلم، بی عدالتی و  بی حرمتی های متعصبانه و  انحصار طلبانه قرار گرفته اند. این بار نیز باید بر اساس فیصدی نفوس مدت زمان خدمت سربازی شان تعیین شود. عدالت اجتماعی، مشارکت ملی و وجدان بشری هم با این نظریه موافق خواهد بود. همچنین موافق منطق خود اکثریتها نیز هست.

t


آغاز دل تنگی
ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٤  کلمات کلیدی: دلتنگی ، تجدد ، پسامدرنیته ، مغز استخوان

مرا دردی است اندر دل، اگر گویم زبان سوزد!

و گر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد!

نمی دانم چه بگویم و از کجا بگویم؟!!!

درد من یکی و دوتا، صدتا و هزارتا نیست!!!

از آغاز زندگی تا همین لحظه که ٣۵ سال دلتنگی ام تمام شده و آغاز ٣۶ سال تکرار دلتنگی هایم را به دلتنگی می نشینم هر لحظه لحظه اش دلتنگی است و بس!!!!!

ng

برای فرار از دلتنگی به هر چیز تازه ای که رو می آورم باز برایم یا دلتنگی می آورد، یا به دلتنگی ختم می شود، و یا هم نوید دلتنگی های جدید را پیش کش می کند.

فقط تنها چیزی که برایم تازه گی دارد و هر لحظه تغییر و تبدیل می شود دلتنگی است و بس!!! انواع دلتنگی! از موضوعات جدید! از حوادث جدید! از کارهای جدید با دلتنگی های جدید.

 نمی دانم چرا تمام دوستی ها و دشمنی هایم همه به یک نوع دلتنگی ختم می شود. حتی یک بار تصمیم گرفتم که نسبت به همه چیز بی خیال و بی پروا باشم! امّا این هم بلاخره به دلتنگی منجر شد.

دل

اگر به سنت رجوع کردم منجر به دلتنگی شد! اگر با تجدد همگام شدم دلتنگی نثارم کرد، حتی پسامدرنیته هم دلم را به تنگ آورد.

آخر با این همه دلتنگی چه کنم؟ از این همه دلتنگی دلم به تنگ آمده است!

دل

بالاخر ه جدیدترین تصمیمم برای گریز از دلتنگی ها مسافرت به دنیای مجازی است که با گشت و گذاری در این عالم راه چاره ای بیابم.

شاید شما بدانید راه گریز از این همه دلتنگی چیست؟ 

لطفاًً کمکم کن آنقدر هم دلم تنگ نیست برای تو در گوشه اش جای دارد. هم برای خودت و هم برای حرفهایت و اگر تو هم مثل من دلتنگی برای غمهایت و اشکهایت.

امّا شانه هایم زیر بار این همه دلتنگی ها خم شده و شاید تکیه گاه خوبی نباشد....


نامگذاری بانک خون مرکزی افغانستان بنام «بانک خون امام حسین(ع)»
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٤  کلمات کلیدی: جامعه مدنی ، مراسم چراغ کشی ، اهل تشیع(شیعه) افغانستان ، تجارت آب زمزم

اهدای خون به جای تیغ زدن و زنجیر زدن

یکی از ابتکارات و شاهکارهای پیروان اهل تشیع و کارهای نیک و پسندیده ای که سینه زنان و اعضای هیئت های عزاداری امام حسین (ع) امسال(١٣٨٧) هجری خورشیدی در افغانستان انجام دادند، اهدای خون به جای تیغ زدن و قمه زدن بود. البته این کار ضمن اینکه یک کار بشر دوستانه و خداپسندانه و مطابق با فرامین دین مقدس اسلام است، جدای از آن که برای فرد اهداء کننده خون از لحاظ صحی مفید است، از لحاظ اجتماعی نیز یک عمل خیرخواهانه و مدنی و ناشی از یک فکر عالی، فرهنگ متعالی و افکار متمدن ساز و جامعه ساز می باشد که از آن امروزها به نام جامعه مدنی یاد می کنند. و روشنفکران بدنبال راهکارها و ساختارهای مناسب برای ایجاد جامعه مدنی هستند. و سیاستمداران بدنبال انگیزه ها و عواملی برای ایجاد و تحقق وحدت ملی می گردند....!!!